ابو القاسم راز شيرازى
503
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
بىحاصل است ؛ زيرا كه نمىتوانند تو را بىنياز كنند از چيزى ، و فوت خواهد شد در مشابهت ايشان فوائد آخرت از تو . در معاشرت با خلق ، چنين به رأفت و رحمت و حرمت باشد كه بزرگتر از خود را چون پدر داند ، و كوچكتر را چون فرزند ، و هم سنّ خود را چون برادر . و عيبى را كه در خود يقين دارد و در ديگران به شكّ ، به ديگران اسناد ندهد . و در امر به معروف و نهى از منكر بايد مدارا كند و شفقت نمايد تا خلق از او بپذيرند ، و نصيحت و نيكو گفتن از براى خلق را فرونگذارد . و ترك كند صحبت و معاشرت كسى را كه باعث نسيان ذكر حقّ تعالى و ترك طاعت او شود ؛ زيرا كه اين كس از دوستان و اعوان « شيطان » است ، بلكه مجالست كند كسى را كه رؤيت و صحبتش به ياد حقّ تعالى اندازد كه : جالسوا مع من يذكّركم اللّه رؤيته و صحبته ؛ زيرا كه اين كس از دوستان و اولياى رحمن است و ديدن خلق و شرم حضور از ايشان باعث سستى عبد در گفتن حقّ نگردد كه در اين عمل ، زيانكارى آشكار است . * * *
--> - هر كه را او هست كُل او را بود * هفت دريا زير پل او را بود هرچه بود و هرچه خواهد بود نيز * مثل دارد جز خداوند عزيز هرچه را جوئى جز او يا بى نظير * اوست دايم بىنظير و ناگزير * حق تعالى گفت با موسى به راز * كآخر از ابليس رمزى جوى باز چون بديد ابليس را موسى به راه * گشت از ابليس موسى رمز خواه گفت دايم ياد دار اين يك سخن * من مگو تا تو نگردى همچو من گر به موئى زندگى باشد تو را * كافرى نه بندگى باشد تو را راه را انجام در ناكامى است * نام نيك مرد در بدنامى است زانكه گر باشد در اين ره كامران * صد تكبّر سر زند در يك زمان